تبليغاتX
M0SAFER


M0SAFER

بشکن و منتظر نمون ×دل واسه ی شکستنه× اما فقط یادت باشه× ایندفعه نوبت منه

 

خدايا هنوزم دوسش دارم

۴۰ روز ديگه ميشه ۲ سال

درست يه روز قبل از تولدم

خيلي سخت بود

ولي راسته ميگن خدا اگه درد و بده صبرشم ميده

خدایا شکرت

دوست دارم 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت9:21توسط سمیرا | |

 

سلام دوستای خوبم

میخوام برای همیشه از پیشتون برم

سخته ولی مجبورم

همیشه از خداحافظی کردن بدم میومد

ولی تو این چند سال با بهترینهای زندگیم خداحافظی کردم

حالا هم وقت رفتن منه میدونم حس غم انگیزیه ولی ......

امیدوارم هر جا که هستید همیشه شاد و سالم باشید

ما که به آرزوهامون نرسیدیم ولی امیدوارم شما به آرزوهاتون برسید

خوبی که بهتون نکردم بدیهامم ببخشید و حلالم کنید

وبو حذف نمیکنم میخوام تا همیشه یادگاری بمونه

همتونو میسپارم به خدا

مخصوصا اونایی که خودشون میدونن

فراموشتون نمیکنم

سمیرا

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت10:57توسط سمیرا | |

 

وقتی که خاکم میکنن

بهش بگین پیشم نیاد

بگید که رفت مسافرت

بگید شماره ای نداد

یه جور بگید که اخرش از حرفاتون  هول نکنه

طاقت ندارم ببینم

به قبر من نگاه کنه

دونه به دونه عکسامو بردارید اتیش بزنید

هر چی که خاطره دارم

برید و از بیخ بکنید

نزارید از اسم منم  یک کلمه جا بمونه

نمیخوام هیچ وقت تنمو توی گورم بلرزونه

 

برو اتیش به قلب من نزن

بزار نگاهت از یادم بره

بزار واسه همیشه قلب من

چال بشه با من کلی خاطره

 

برو نمیخوام ببینی خونه ی من خالی شده

همدم من به جای تو ریگهای پوشالی شده

اونکه میگفت میمرد برات

دیدی راست راستی مرد

رفت و همه خاطره شم به خاطرت برداشت و برد

بهش بگید نشسته پات

بهش بگید نیومدی

بگین هنوز دوست داره

با اینکه قیدشو زدی

   

خاکم نکنید

بزارید اونم برسه

بزارید اونو ببینم

وقتی به حرفم میرسه

خاکم نکنید

هنوز عشقم رو ندیدم

اینهمه اماده شدم

یه کفن دورم کشیدن

تابوت منو

بزارید اونم بگیره

حس کنم عاشقمه وقتی  که گریش میگیره

اشکای اونو کی به جای من کنه پاک

خداحافظ عشقم

که منو بردن زیر خاک

 خاکم نکنید

بزارید اونم ببینه

پیکر اشفته ی من

بی رمق روی زمینه

خاکم نکنید

بش بگین حالا که  مردم

تو این جشن خشک و خالی

اونو به خدا سپردم

بعد رفتن من

دو سه روز تنهاش نزارید

روی سنگ قبرم

 اینه و شمعدون بزارید

میبینی چی شد

عشق ما دو تا

عاشق تو مرد ...

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت10:2توسط سمیرا | |

سلام دوستان

 

با عرض پوزش بعلت مشغله کاری این وبلاگ تا یه مدت به روز نخواهد شد.

 

 

با تشکر

سمیرا    مدیر وبلاگ

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت7:28توسط سمیرا | |

 

می خواستم بت بگم چقدر پریشونم

دیدم خود خواهی دیدم نمی تونم

تحمل می کنم بی تو به هر سختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه

که بیشتر از خودم قدرتو می دونه

چکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو می خندی چه شیرینه گذشتن تازه می فهمم

...تازه می فهمم

...تازه می فهمم

تورا می خوام تمام زندگیم اینه

دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای من

...توخوشبختی همین بسه برای من

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت14:51توسط سمیرا | |

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                               

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق                                      

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت                                   

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس                                

تو دفتر ترانه هام یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم                              

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                     

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو  به صد تا دریا نمیدم                                         

یه لحظه با تو بودنو  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم                                       

قصه ........................... می زنم

 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت9:31توسط سمیرا | |

 

 

جاده بی انتهاست ، میدانم

مرگ هم سهم ماست ، میدانم

قسمت چشم های بارانی

گریه بی صداست ، میدانم

یک نفر بی صدا می گرید

در دلش جای پاست ، میدانم

یک نفر بی گناه می میرد

اه ،او اشناست ، میدانم

می سپارم تو را به ایینه

ایینه بی ریاست ، میدانم

دردها بی سوال می ایند

زندگی بی وفاست ، می دانم

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت10:29توسط سمیرا | |

فقط سکوت

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت12:50توسط سمیرا | |

گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من

باشـد ، قبـول ، کفتر ِ نا مهربان من

هر بار گفته ام که : تو را دوست دارمت

پـُر می شود از آتش ِعشقت دهان من

این جمله که برای بیانش به چشم تو

افتـاده است باز به لکنـت ،  زبان من

آنقدر عاشقـم که تو عاشـق نبوده ای

دیگر رسیـده کارد  ، بر این استـخوان من

نه ، شاهنامه نیست که تو پهلوان شوی

این یک تراژدی ست ـ غم  ِداستان من

یک شب بیا و ضامن  ِ من باش  نازنین !

وقتی دخیـل  ، بستـه به تو آهوان ِ من

دل بــرکن و به شهـرِ دل  ِ من بیا عزیز!

زخـم زبان مردم  ِ چشـمت  ، به جان ِ من

باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم

آخر رسیـده است به پایـان  ، زمان من

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت9:55توسط سمیرا | |

تکیه به شونه هام نکن

من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمی رسیم

بسه دیگه بزار برم

کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پر پرت کنم

حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم

من نه قلندر شبم

نه قهرمان قصه ها

نه برده ای حلقه به گوش

نه ناجی فرشته ها

من عاشقم همین و بس

غصه نداره بی کسیم

قشنگیه قسمت ماست

که ما بهم نمی رسیم

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت11:16توسط سمیرا | |