تبليغاتX
آتيش پاره


آتيش پاره





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

چه جوری فراموشت کنم .......................

هواي باران داشت نگاه غمگينم

چه تلخ مي رفتي چه تلخ شيرينم

 

شب جدايي با تمام محجوبي

تو را صدا مي زد سکوت سنگينم

 

ستاره ها گفتند که باز مي آيی

چه زودباور بود دل دهن بينم

 

سقوط سرخم را نديده اي آيا ؟

نمي کشي دستي به بال خونينم!؟

 

کجاست محتاجم به سکر چشمانت

که شعر هم امشب نداد تسکينم

 

نمي رسد دستم به دستهايت آه

  چقدر بالايي چقدر پايينم .


نويسنده: سمیرا مورخ: یکشنبه سی ام تیر 1387 در ساعت: 9:24
|+|

بمون مسافر من خیلی تنهام

گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!


نويسنده: سمیرا مورخ: سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 در ساعت: 17:11
|+|

بازم تنها شدم ولی این دفعه برای همیشه

 

اشکی فرا رسید - امشب به جای تو

شاعر به من نوشت - جانم فدای تو !

 

نقاش روی بوم - تصویر غم کشید

من هم که می کشم - عکس صدای تو!

 

دیدم نسیم صبح با طعنه میگذشت!

او هم به خود نداشت - حال و هوای تو ...

 

من در خیال خود یک رهگذر شدم

تا بگذرم یواش - از لحظه های تو

 

خاک کویر خشک - مالیده ام به خویش

تا رنگ من شود - رنگ حنای تو

 

گفتی خدا یکیست - این جمله هم قبول

غم شد خدای من - او شد خدای تو !

 

من سایه ای شدم - بی رنگ و رو سیاه

شاید که بگذرم از لحظه های تو

 

از لحظه های عشق - چیزی نمانده هیچ

جز دفتری غزل - آن هم برای تو ...


نويسنده: سمیرا مورخ: یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 در ساعت: 8:59
|+|

سمیرا داره میره ها

بچه ها سلام
به خدا قسم دوست ندارم اذیتتون کنم ولی
اینقدر دلم گرفته که حال و حوصله ی آپ کردنو ندارم
شرمندتونم بچه ها میدونم نا امیدتون کردم ولی منو ببخشید
فکر کنم دارم کم کم از دست میرم
بزارید یه مدت دیگه هم برم و تنها باشم
بازم شرمنده دوست داشتم میتونستم دونه دونه مثل قدیما وبتونو وا کنمو و بخونمو و نظر بدم و بگم چقدر واسم ارزش دارید نمیدونم چرا از حوصله افتادم
ولی اینو بدونید هیچ وقت فراموشتون نمیکنم
همتون تو این مدت باعث شدید من تا یه حدی مشکلاتمو فراموش کنم
گویا مشکلاتم قویتر از شماها بودن
شاید برگردم

اسم نمیبرم چون اگه کسی از غلم بیفته ناراحت میشید

خودم میدونم غلمو خوب اومدم 
نمیگم منتظرم باشید ولی بهتون سر میزنم قول میدم
دوستون دارم  سمیرا
مواظب خودتون باشید و  فراموشم نکنید

***


نويسنده: سمیرا مورخ: شنبه هشتم تیر 1387 در ساعت: 9:47
|+|

کاش
 

اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه چیزیو میدونی؟ گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرن


نويسنده: سمیرا مورخ: پنجشنبه ششم تیر 1387 در ساعت: 11:0
|+|

اومدم

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند

دیو هستند و لی مثل پری می پوشند

گرگ هایی که لباس پدری می پوشند

 آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند

عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

خب طبیعی است که یکروزه به پایان برسد

عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد . . .

***


نويسنده: سمیرا مورخ: سه شنبه چهارم تیر 1387 در ساعت: 8:50
|+|

منتظرم

سخت است که می نوش کسی دیگر بود

شام شب تاریک کسی دیگر بود

با یاد کسی که دوستش میداری

یک عمر در آغوش کسی دیگر بود!!!


نويسنده: سمیرا مورخ: پنجشنبه نهم خرداد 1387 در ساعت: 9:41
|+|

دلم خیلی برات تنگ شده )-:

 

 

اینا بچه های تازه لینکن

اینم ممد رضاست  شلمان

اینم امیره

اینم پرهامه

اینم ساراست

اینم  خودمم

*********

مرا نديده بگيريد و بگذريد از من
 كه جز ملال نصيبي نميبريد از من
 زمين سوخته ام نا اميد و بي بركت
 كه جز مراتع نفرت نمي چريد از من
 عجب كه راه نفس بسته ايد بر من و باز
 در انتظار نفس هاي ديگريد از من
 خزان به قيمت جان جار مي زنيد اما
 بهار را به پشيزي نمي خريد از من
 شما هر آينه ، آيينه ايد و من همه آه
 عجيب نيست كز اينسان مكدريد از من
 نه در تبري من نيز بيم رسوايي است
 به لب مباد كه نامي بياوريد از من
 اگر فرو بنشيند ز خون من عطشي
 چه جاي واهمه تيغ از شما وريد از من
 چه پيك لايق پيغمبري به سوي شماست ؟
 شما كه قاصد صد شانه بر سريداز من
برايتان چه بگويم زياده بانوي من
 شما كه با غم من آشناتريد از من

*********

*******

خدا پشت و پناهت زود برگرد

فداي شکل ماهت زود برگرد

هوا سرد است،شالت را بينداز

بگير اين هم کلاهت،زود برگرد

ببين اين گونه نگذا ري بماند

دو چشمانم به راهت زود بر گرد

دلم را مي شکاني اي مسافر

به جبران گناهت زود برگرد

برايت نیست جايي مثل خانه

بسوي زاد گاهت زود برگرد

بيا از زير قرآنم گذر کن

خدا پشت و پناهت،زود برگرد

 


نويسنده: سمیرا مورخ: چهارشنبه هشتم خرداد 1387 در ساعت: 9:35
|+|

بی تو

بی تو دلم گرفته با من نمانده حالی

با من غریبه گشتی بعد از گذشت سالی

وقتی که سهم من شد یک انتظار کهنه

چشمم دگر ندارد اشکی به آن زلالی

عمری سوال کردم تنهایی خودم را

همواره شد جوابم آه و سکوت و لالی

حالا که دور دورم از پرتو نگاهت

در قلب من دوباره جایت شده چه خالی

آه ای مسافر من سهم من از وجودت

یک بغض کهنه گشته با شکلکی خیالی

 


نويسنده: سمیرا مورخ: شنبه چهارم خرداد 1387 در ساعت: 9:36
|+|

من / تو

 

تموم زندگی من سهم دو تا چشم شماس
یاد شما مث قدیم هنوز همین دور و وراس
آسمون دنیای من خلاصه تو نگاتونه
طنین هر چی خوبیه تو حرفا و صداتونه
شمدونیای صورتی تجسم گونه هاتون
کوه کم آورده عزیزم مقابل شونه هاتون
خوبیای شما عزیز یکی دو تا نیس که بگم
نذارین بیشتر از اینا جنونم و نشون بدم
اگه شما بیاین پیشم یه دفه بارون می گیره
زندگی شاپرکا یه جوری سامون می گیره
شما اصیل و ساده این مث تموم
شاعرا
حیف که همیشه خالیه جاتون مث مسافرا
شما مث یه بیت
شعر عزیز و ناب و تازه این
مث یه
آهنگ جدید که عاشقی می سازه این
به گریه انداخته منو چن شبه جای خالیتون
حضور سوت و کورتون تو جاده خیالیتون
دست خودم نیس این شبا دلم بهونه گیر شده
اونم گناهی نداره طفلی یه جور اسیر شده
خلاصه هر چی که بگم تموم نمی شه غصه هام
فقط بذارین یادتون بیدار بمونه تو شبام

 


نويسنده: سمیرا مورخ: سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 10:48
|+|

کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
www.Andimeshki.TK & www.TakTemp.com & www.Andimeshki.blogfa.com